مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آهنگرک، کوه | ‌آهنگرک، کوه \ kūh-e āhangarak\ ، کوهی واقع در غرب روستای جیرود، از توابع شمشک. این کوه از شمال به کوه محمودچال، از جنوب به کوه استرچال، از شرق به درۀ هملون، و از غرب به درۀ ده‌تنگه منتهی می‌شود.
  • ابن وا |
  • آهار، دره | آهار، دره \ darre-ye āhār\ ، دره‌ای واقع در شمال شرقی قلۀ توچال، حد فاصل شهر اوشان و روستای آهار. این دره از شمال غربی به جنوب شرقی امتداد دارد و شیب آن به سمت رودخانۀ جاجرود است و از غرب به روستای آهار، و از شرق به شهر اوشان منتهی می‌شود.
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zāde ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در مرکز بافت قدیم آبادی کلان، واقع در دهستان لواسان بزرگ. امروزه از بافت قدیمی این آبادی جز چند خانۀ خشت و گلی چیزی باقی نمانده است.
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zāde ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در مرکز آبادی لالان، واقع در دهستان رودبار قصران. دربارۀ نسب امامزاده ابراهیم هیچ اطلاعی در دست نیست. به اعتقاد برخی از اهالی، امامزاده ابراهیم به دنبال برادر خود، امامزاده عبدالله مدفون در لالان، به این منطقه آمده، و در همان‌جا به شهادت رسیده است (حبی...
  • آمنه، شیرخوارگاه | آمنه، شیرخوارگاه \ šīr-xārgāh-e āmene\ ، یا مجتمع خدمات بهزیستی و شیرخوارگاه و خانۀ نوباوگان آمنه، مکانی بـرای نگهداری از کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست، واقع در خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ونک، نبش خیابان عطار.
  • آنغوزه | آنغوزه \ ānqūze\ ، یا اَنقوزه، صمغ سفیدرنگی که از تیغ‌زدن و بریدن ریشه یا پایین ساقۀ گیاه اَنگِدان یا اَنجِدان به دست می‌آید.
  • آهیلو | آهیلو \ āhīlo\ ، غذایی محلی تهیه شده از گیاهی به نام آهیل موجود در منطقۀ شمیرانات. این غذا در بیشتر روستاهای منطقه ازجمله دربندسر، شمشک، شمشک بالا، و درود پخته می‌شود.
  • آهاربشم، کوه | آهاربشم، کوه \ kūh-e āhār-bašm\ ، کوهی واقع در انتهای خط‌الرأس شمالی قلۀ توچال مشرف به انتهای دره و دشت چمن مخمل.
  • ابوذر، اردوگاه فرهنگی و تربیتی | ابوذر، اردوگاه فرهنگی و تربیتی \ ordūgāh-e farhangī va tarbiyatī-ye abūzar\ ، اردوگاه دانش‌آموزی، واقع در دارآباد. این اردوگاه زیرنظر ادارۀ آموزش و پرورش منطقۀ 1 شهر تهران اداره می‌شود و حدود 000‘8 مـ2 مساحت، و زیربنایی در حدود 000‘6 مـ2 دارد.
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zāde ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در محلۀ پس‌قلعه، واقع در منطقۀ دربند شمیرانات.
  • آهنگرک | آهنگرک \ āhangarak\ ، دره و روستایی واقع در غرب میگون از توابع بخش رودبار قصران. درۀ آهنگرک از جنوب شهر میگون در ارتفاع 073‘2متری از سطح دریا در محلی به نام کَلاکی آغاز و با شیب ملایم به سمت شمال غربی امتداد می‌یابد و در ارتفاع 382‘2 متری از سطح دریا به محلی به نام اودرّه (درۀ آب) منتهی می‌شود.
  • آهار | آهار \ āhār\ ، روستایی در دهستان رودبار قصران. روستای آهار در °51 و ´28 طول شرقی، و °35 و ´56 عرض شمالی و در ارتفاع 095‘2متری از سطح دریا، در فاصلۀ 9کیلومتری غرب شهر اوشان، در محل سه‌راهی تقاطع رودخانه‌های پیش‌کانک (رودخانه‌ای که از تنگۀ سمت شمال آهار می‌آید) و شکرآب (رودخانه‌ای که از تنگۀ سمت غرب می‌آید) واق...
  • ابیض، کاخ |
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zāde ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در شمال باختری آبادی آبنیک، واقع در بخش رودبار قصران. دربارۀ نسب و محل شهادت ایشان در کتاب کنز الانساب آمده است: «ابراهیم بن امام رضا (ع) با دو فرزند موسى و طیب از بغداد روی به ولایت رودبار قصران نهادند. چون به موضع آهنک ]آبنیک[ رسیدند، ایشان را شهید ک...
  • ابوالفضل (ع)، سقاخانه | ابوالفضل (ع)، سقاخانه\ saqqā-xāne-ye hazrat-e ab-ol-fazl\ ، سقاخانه‌ای در جنوب آبادی افجه و باختر رود افجه واقع در محلۀ چراغان.
  • اجلاس سران کشورهای اسلامی، محل |
  • ابراهیم، امام زاده | ابـراهـیـم، امـامـزاده \ emām-zade ebrāhīm\ ، امامزاده‌ای در جنوب آبادی ایرا، واقع در دهستان لواسان بزرگ. این امامزاده که به‌تازگی شناسایی شده در سینه‌کش جنوبی آبادی ایرا که به آن تپه نُسَم می‌گویند، در فاصلۀ یک‌کیلومتری این آبادی واقع است. اهالی آبادی ایرا بر این باورند که نَسَب او با 3 پشت به امام سجاد (ع) ...
  • ابوطالب، امام زاده | ابوطالب، امامزاده \ emām-zāde abū-tāleb\ ، یا امامزاده دنبه، امامزاده‌ای در شمال محلۀ فرحزاد و ابتدای راه سابق امامزاده داوود واقع در منطقۀ 2 شهرداری تهران. نام این امامزاده در زیارت‌نامه چنین آمده است: «ابوطالب بن فضل بن زید بن علی بن الحسین (ع)» (کریمان، 1/ 523؛ مصطفوی، «بناها ... »، 29).
  • احتسابیه | احتسابیه \ ehtesābiy(yy)eh\ ، سابقاً روستایی در 10کیلومتری خاوری تجریش و امروزه محله‌ای از کلان‌شهر تهران واقع در منطقۀ 1 شهرداری.
  • اختر، بیمارستان | اختر، بیمارستان \ bīmārestān-e axtar\ ، از مراکز آموزشی ـ درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی شهید بهشتی، واقع در محلۀ الٰهیۀ شمیران.
  • آخته بیگی |
  • آخال تکه | آخال تِكّه، یا اَخَل تِكّه، نامی كه در سالهای 1299-1307ق / 1882-1890م بر شهرستانی از استان ماوراءِ خزر اطلاق می‌شد كه اكنون قسمتی از آن معروف به عشق‌آباد، مركز تركمنستان شوروی است. آخال اسم محل و تِكه یا تِكّه نام قبیلۀ تركمان ساكن در این سرزمین است. این شهرستان از بخشهای اَتِك (مركز آن: كاخْكه) و دُرون یا دَ...
  • آخسقه |
  • آخرت | آخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعلة از مادۀ «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین یا دیگر»، عبارت از جهانی است كه مردم پس از مردن، به آن درمی‌آیند و برای همیشه در آنجا می‌زیند. این واژه در قرآن مجید و سنت و فرهنگ مسلمانان به صورت یك اصطلاح به كار برده شده و منظور از آن «جهان دیگر» است كه در برابر دنیا قرار دارد و...
  • آخر النهر | آخِرُالنهْر، ستارۀ قدر یكم از صورت فلكی جنوبی «نَهْر» و یكی از 10 ستارۀ بسیار روشن. صورت فلكی نهر شامل 34 ستاره است كه بر پهنۀ آسمان شكل نهر را می‌سازند و «آخرالنهر» در جنوبی‌ترین نقطۀ آن قرار دارد. ستاره‌شناسان یونانی این مجموعه را «اریدانوس» كه رب‌النوع رودخانه و نیز نام كهن رود پو در ایتالیا بوده است، نامی...
  • آخر | آخِر، واژه‌‌ای عربی به معنی انجام، سرانجام، بازپسین، پسین، واپسین، فرجام و كران. ریشۀ این واژه (أ خ ر) در ثلاثی مجرد كاربردی ندارد، ولی در بابهای تفعیل، تفعّل و استفعال به‌كار رفته است. از میان فرهنگ‌نویسان عرب تنها خوری شرتونی آن را صفت خوانده است، دیگران به نام صرفی آن اشاره‌ای نكرده‌اند. مؤنث آن آخرة (نگار...
  • آچه | آچه، یا آتجه، اَتجین، اَتجیه، اَتشَه، آچن، آشی، اتشم، آچین، اشن، شمالی‌ترین بخش جزیرۀ سوماترا در اندونزی و اولین پایگاه اسلام در مجمع‌الجزایر جنوب شرقی آسیا كه دین اسلام از آنجا سراسر اندونزی ــ پرجمعیت‌ترین كشور مسلمان جهان ــ را فرا گرفته است. آچه كه در گذشته كشور اسلامی نیرومندی بوده، اكنون یك ایالت خودمخت...
  • آخرالزمان | آخِرٌالزَّمان، اصطلاحی كه در فرهنگ ادیان بزرگ دنیا دیده می‌شود و در ادیان ابراهیمی از اهمیت و برجستگی ویژه‌ای برخوردار است. عقاید مربوط به آخرالزمان بخشی از مجموعۀ عقایدی است كه به پایان این جهان و پیدایش جهان دیگر مربوط می‌شود و ادیان بزرگ دربارۀ آن پیشگوییهایی كرده‌اند. در این مقاله نخست به بررسی عقاید مسلم...
  • آخور | آخور، یا آخُر، مركز ناحیۀ «دهستان»‌ از توابع گرگان قدیم. دهستان در شمال بندر آبَسكون (ه‍ م) قرار داشته و به نوشتۀ ابن حوقل فاصلۀ آن تا آبسكون 6 منزل بوده است (ص 398). آگاهیهایی كه در باب دهستان در دست است، بسیار اندك و متناقض است. ظاهراً قدیم‌ترین نوشته در این باره از ابن رسته است كه در آن از «رباط آخر» كه شم...
  • الآداب الدینیة للخزانة المعینیة | الآدابُ الدینیةِ لِلْخِزانَةِ الْمُعینِیة، كتابی اخلاقی به زبان عربی نوشتۀ مفسر شیعی ایرانی ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (469- 548 ق / 1077-1154م). واژۀ «معینیه» از آن‌رو در نامگذاری آن به كار رفته كه مؤلف آن را برای سلطان معین‌الدین ابونصر احمد بن فضل بن محمود گرد آورده است. كتاب دربارۀ آداب و سنتها و اعمال و ادع...
  • آخوند نصرا | آخونُد نَصرا، مولى نصرالله همدانی. معروف به آخوند نصرا یا آخوند نصیرا، از دانشمندان و فقهای سدۀ 11ق / 17م. وی نزد علمای اصفهان به‌ویژه میرمحمدباقر داماد (د 1042ق / 1632م) به فراگیری معارف اسلامی پرداخت و سپس در همدان به تدریس علوم دینی مشغول شد. شاگردان بسیاری تربیت كرد كه بیشتر آنان از نام‌آوران زمان خود شمر...
  • آداب عباسی | آدابِ عَبّاسی، كتابی فارسی حاوی دعاهای شبانه‌روزی، ترجمۀ ملاصدرالدین محمد بن محب‌علی معروف به صدرای تبریزی از محدثان شیعی سدۀ 11ق / 17م. این كتاب ترجمۀ مفتاح‌الفلاح نوشتۀ بهاءالدین محمدبن حسین بن عبدالصمد جبعی عاملی معروف به شیخ بهایی (953-1031ق / 1546-1622م) است. صدرای تبریزی شاگرد شیخ بهایی بوده و این كتاب ...
  • آخوند خراسانی | آخوندِ خُراسانی، مُلّامحمدكاظم (1255- 1329ق / 1839-1911م)، فقیهِ اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت. وی كوچك‌ترین پسر ملاحسین واعظ هراتی بود. ملاحسین در مشهد ساكن شده بود و محمدكاظم در همان‌جا زاده شد و علوم مقدماتی را فرا گرفت و ازدواج كرد. در 1277ق / 1860م مشهد را به سوی سبزوار ترك كرد. در آنج...
  • آداب | آداب، در اصطلاح صوفیه مجموعۀ قواعد و رسوم و وظایفی است كه رعایت آنها بر سالكان طریقت لازم است. در تعریف ادب گفته‌اند: «عبارت است از تحسین اخلاق و تهذیب اقوال و افعال» (كاشانی، 203). چون افعال دوگونه‌اند: افعال قلوب یا نیات كه اموری باطنی‌اند و افعالِ قوالب یا اعمال كه به ظاهر مربوط می‌شوند. پس ادیب كامل كسی ا...
  • آداب الحرب و الشجاعة | آدابُ‌الْحَرْبِ وَالشَّجاعَة، كتابی در آیین پادشاهی و كشورداری، شیوه‌های نبرد و آراستن سپاه و راههای دستیابی به پیروزی شناختن انواع گوناگون اسب و اندرز به پادشاهان در زمینه‌های یادشده به زبان پارسی به نوشتۀ محمد بن منصور بن سعید ملقب به مبارك شاه و مشهور به فخرِ مدبر از نویسندگان اواخر سدۀ 6 و اوایل سدۀ 7ق / ...
  • آخوند ملامحمد کاشانی | آخونْد مُلامُحَمدِ كاشانی (د 20 شعبان 1333ق / 3 ژوئیۀ 1915م)، فقیه، حكیم، عارف امامی و مدرس بزرگ فلسفۀ صدرالمتألهین در اصفهان. جاذبۀ درس آخوند كاشانی كه فلسفه را با عرفان می‌آمیخت و نیز حكیم معاصر وی، جهانگیرخان قشقایی، علاقه‌مندان به فلسفه به‌ویژه فلسفۀ صدرایی را از شهرهای دور و نزدیك و حتی از كشورهای دیگر ب...
  • آحاد |
  • اکشونبه | شهر و كوره‌ای (شهرستانی)در جنوب غربی اندلس. واژۀ اكشونبه در اصل نام شهر كهن رومی است كه در 10 كیلومتری شمال فارو (در منابع عربی: شنتمریة الغرب) در جنوب پرتغال كنونی واقع بوده است (لوی پرووانسال، 129، حاشیۀ 5). این نام در منابع به صورتهای اكشنبه (ابوعبید، 2 / 896؛ ابن دلایی، 100)، اخشنبه (اصطخری، 37، 41؛ ابن ح...
  • الب | یا اَلْپ و آلب، كلمه‌ای است تركی كه در گویشهای گوناگون این زبان به معنی پهلوان، جنگاور، دلیر و بهادر (كاشغری، 1 / 44، 112؛ كاظم قدری، 2 / 125-126) به عنوان لقب و صفت دلاوران و قهرمانان و شاهزادگان ترك( كوپرولو، «تشكیل ... »، 149) به كار می‌رفته است. در میان اقوام كهن ترك به كسانی كه عقاب را با تیر شكار، و پر ...
  • آجودان باشی | آجودان‌باشی، (رئیس آجودانها)، اصطلاح و عنوانی نظامی كه در زمان قاجاریان از كشورهای غربی به ایران آمد و یك‌چند كاربُرد پیدا كرد و به‌تدریج از میان رفت. كلمۀ فرانسوی adjudant خود از لاتین adjuvare (یاری كردن) مشتق است كه در 1671م، از اسپانیایی ayudgante به فرانسه و انگلیسی راه یافت و از 1776م رسماً بر افسران جز...
  • ارمنستان | اَرْمَنِسْ‍تان [armanestān] (نام‌کامل‌آن: جمهوری ارمنستان؛ در ارمنی: هایاستان، یعنی سرزمین قومِ «‌های»، یا به طور کامل: هایاستانی هانراپِتوتْیون)، کشوری در منطقۀ ماوراء قفقاز که در جنوب رشته‌کوه قفقاز و منتهى الیه شمال غربی آسیا قرار دارد. این کشور 800‘29 کم‍ـ 2 وسعت دارد و از شمال و شرق به گرجستان و جمهوری آ...
  • ارموری | اُرْموری [ormūrī]، زبان طایفۀ ایرانی‌تبار ارمور در افغانستان و پاکستان که سخن‌گویانش آن را برگستا یا برگیستا نیز می‌نامند (گریرسن، 123). ارموری از زبانهای ایرانی نو جنوب شرقی است ( ایرانیکا، I/ 512؛ کیفر، 453) و دو گویش دارد: 1. ارموری لوگر در حوالی بَرَکی ـ برک در استان لوگر در جنوب کابل؛ 2. ارموری کانیگُرام...
  • ارمنیان | اَرْمَنیان [armaniyān]، گروهی‌از خانوادۀ بزرگ‌سخن‌گویان به زبانهای هند و اروپایی که زیستگاه اصلی‌شان در 500‘2 سال گذشته، منطقۀ قفقاز در شمال غربی ایران بوده است. به گفتۀ هرودت و ائودکسوس، آنان از فریگیا (فریجیه)، واقع در آسیای صغیر، به شرق آناتولی و غرب دریای خزر وارد شدند. ارمنیان کـه اصلاً از قبایل تـراکیـا...
  • ارمیتاژ | اِرْمیتاژ [ermītaž]، موزۀ هنری سن‌پترزبورگ (لنین‌گراد سابق) در روسیه که در 1764م توسط کاترین کبیر به عنوان موزۀ دربار دایر شد. این موزه در مجاورت کاخ زمستانی قرار داشت و نمایشگاهی خصوصی ازآثار هنری گردآوری شدۀ ملکه به شمار می‌رفت. ارمیتاژ را در زمان نیکلای اول بازسازی کردند (1840-1852م) و در 1852م برای بازدید...
  • آرمیتی |
  • آرمین | آرْمین [ārmīn]، یا کی‌آرمین، یکی از شاهان یا شاهزادگان کیانی. در مورد این نام آراء متفاوت است. کی‌آرمین فقط در یک نسخۀ شاهنامۀ فردوسی (نسخۀ مُل) به صورت کی‌ارمین و به عنوان چهارمین پسر کی‌قباد آمده است: «چهارم کی‌ارمین بودیش نام» (1/ 242). در نسخۀ مسکو از آرمین نامی برده نمی‌شود و 4 پسر کی‌قباد عبارت‌اند از ک...
  • ارمیت | اِرْمیت [ermīt]، شــارل (1822- 1901م/ 1238- 1318ق)، ریاضی‌دان فرانسوی که تحقیقاتش در مورد نظریۀ توابع به پیدایش نخستین راه حل برای معادلۀ عمومی درجۀ پنجم (معادلۀ کوینتیک) با استفاده از توابع بیضوی انجامید.
  • آرمینیوس | آرْمینیوس [ārmīniyūs] (در آلمـانی: هـرمان) (18ق‌م ؟ ـ 19م)، سرکردۀ کِروسکها (در آلمانی: شِروسکِر)، قبیله‌ای از ژرمنها که با درهم کوبیدن لژیون (لشکر) 3 رومی تحت فرمان سردار پوبلیوس کوینکتیلیوس واروس در جنگل تُیتُبورگ (تُیتُبورگِر والد)، در اواخر تابستان سال 9 م شکست سنگینی را به رومیان وارد آورد. این شکست نقشه...
  • ارمیا | اِرْمیا [ermiyā]، از پیامبران بزرگ بنی‌اسرائیل در سده‌های 7 و 6ق‌م. نام این پیامبر در زبان عبری «پِریم یاهو» است، به معنی «یهوه می‌بخشد» یا «یهوه بالا می‌برد». ارمیا در حدود سال 645ق‌م در عَناتوت واقع در شمال شرقی اورشلیم، در خانواده‌ای روحانی زاده شد و در سال سیزدهم (حدود 627ق‌م) از حکومت یوشیا پسر آمون به ا...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: